دیدگاه‌ها خاموش

۲۵ نکته برای اینکه در محل کار کارآمدتر و شادتر باشیم

۲۵ نکته برای اینکه در محل کار کارآمدتر و شادتر باشیم

آیا
از محل ‌کارتان خسته شده‌ اید؟ دوست
دارید رضایت کاریتان بیشتر شود و احساس کنید واقعاً کاری انجام می‌دهید؟ دوست
دارید مثمر ثمرتر
باشید و آخر روز که به خانه می‌آیید از فعالیت‌های آن روزتان احساس رضایت کنید؟
مطمئن باشید که می‌توانید. فقط کافی است که بخواهید و برای تغییر و نو کردن
عاداتتان متعهد شوید. این نکات را رعایت کنید و خواهید دید که چقدر وضعیت کارتان
تغییر می‌کند. و این پیشرفت به سایر قسمت‌های زندگیتان هم رسوخ خواهد کرد.

۱. برنامه‌ ریزی کنید. عادت
کنید که برای روز و هفته‌تان برنامه بریزید. اینکار باعث می‌شود بتوانید استفاده
بهتری از هفته‌ هایتان بکنید. برای انجام این برنامه ‌ریزی روزانه، روزتان را ۱۵ دقیقه زودتر شرع کنید. ۳-۱
کار اصلی که آن روز باید انجام دهید را یادداشت کنید. و مهمتر اینکه، هدف تعیین
کنید و برای رسیدن به آن قدم بردارید. از قدرت اراده ‌تان
برای رسیدن به هدف ‌هایتان استفاده کنید.

۲. سوال نیرو بخش. سوالی
مثل این را روی میزتان بگذارید تا بتوانید بهتر روی کارتان تمرکز کنید، "آیا
الان بیشترین استفاده را از وقتم می‌برم؟" یا "آیا این بهترین استفاده‌ای
است که می‌توانم از این وقت بکنم؟"
3. بپذیرید که
لیست کارهایی که باید انجام دهید تمامی ندارد. برای افراد ایدآل ‌گرا این واقعاً مشقت ‌بار
است. فقط باید مطمئن شوید که مهمترین کارهایتان اول انجام می‌شود.
۴. کامپیوترتان را خاموش کنید. "چی؟ همه کارم با
کامپیوتر است!" آیا واقعاً اینطور است؟ این حرف چند درصد صحت دارد؟ سعی کنید
کامپیوترتان را فقط در زمانی که به آن برای کار نیاز دارید روشن نگه دارید.
استراحت دادن چشم‌هایتان باعث می‌شود انرژی بیشتری برای کار کردن پیدا کنید. حتی
اگر موقعی که برای جواب دادن به یک ایمیل فکر می‌کنید، چشمانتان را ببندید هم می‌تواند
کمکتان کند.
۵. اول کار
ایمیلتان را چک نکنید. فقط د رحالی ‌که
برای انجام کارتان لازم باشد اینکار را بکنید، درغیر اینصورت تا زمانیکه کارهایی که اولویت بالاتری دارند را
انجام نداده ‌اید سراغ آن نروید.
۶. استراحت‌های
کوتاه داشته باشید. این یک واقعیت است که استراحت‌های کوتاه بین کار
بازده کاری شما را بالا می‌برد. این مسئله در تحقیقات بسیاری ثابت شده است. پس
حتماً حداقل یکمرتبه در صبح و یکمرتبه در عصر استراحت کوتاه داشته باشید.
۷. از روزهای
تعطیل بیشترین استفاده را ببرید. تعطیلی‌ها را چطور می‌گذرانید؟ باید آن را به
وقتی مثبت تبدیل کنید. از آن برای مطالعه، نوشتن، تفکر خلاق، پروژه ‌های خلاقانه، گوش دادن به کتاب‌های صوتی یا حتی
نویسندگی استفاده کنید. اگر از این زمانتان لذت ببرید، شادی ناشی از آن وارد ساعت
کارتان هم می‌شود.
۸. کارهای غیرضروری را کنار بگذارید. کارهای غیرمهم را از
لیست کارهای روزانه‌تان خط بزنید. بهترین راه برای اینکار این است که همیشه اول
کارهای مهمتان را انجام دهید.
۹. حتماً بین
فعالیت‌ها و قرارملاقات‌ هایتان وقت کافی بگذارید تا بتوانید همیشه سر موقع
سر قرار حاضر شوید.
۱۰. دیدگاهی
مثبت، شاد، شوخ ‌طبعانه، توام با قدرشناسی و مهربانی داشته
باشید. کارآمد بودن در محل‌کار به این معنی نیست که باید همیشه جدی باشید. لبخند
زدن به این معنی نیست که کارتان را درست انجام نمی‌دهید. شاد بودن و اشتیاق داشتن
به این معنی نیست که حس رقابت ندارید. مثبت بودن به این معنی نیست که چشمتان را به
روی مشکلات بسته ‌اید. باید از زمانی
که در محل ‌کار هستید لذت ببرید. کسانی
را پیدا کنید که این ویژگی‌ها را داشته باشند تا بتوانند آن را به شما هم منتقل
کنند. این روحیه مسری است. سعی کنید از غیبت کردن و بدگویی دوری کنید. ممکن است وسوسه ‌انگیز باشد اما هیچ خدمتی به هیچ ‌کس
نمی‌کند.
۱۱. به همکاران
منفیتان هم محبت کنید. کسانیکه منفی هستند به یک دلیلی آنطور شده ‌اند. ممکن است مشکلاتی داشته باشند که شما چیزی از آن
نمی‌دانید. سعی کنید قضاوت نکنید و با آنها مهربانانه رفتار کنید. وقتی با فردی
منفی رو به ‌رو می‌شوید، می‌توانید انتخاب کنید که یا تحت تاثیر آن فرد
قرار گیرید و یا این شما باشید که روی او تاثیر می‌گذارد. تصمیم با شماست. سعی
کنید همیشه مثبت بمانید. به جای اینکه بگویید، "اَه! بازم این! منفی بودنش
همیشه روزم رو خراب میکنه!" سعی کنید بگویید، "بیچاره! احتمالاً مشکی
داره. امیدوارم اوضاعش بهتر بشه. به جای اینکه منفی بودن اون روی من تاثیر بگذاره
سعی می‌کنم یکم دیدگاهش رو مثبت کنم."
12. قدم‌هایتان
را بشمارید، مخصوصاً در روزهای بد. آرام پیش بروید. عجله نکنید. در هر زمان فقط یک
کار انجام دهید و به جلو روید. اگر روزتان واقعاً کند است، شاید بد نباشد با کمی
بازی و استراحت به خودتان انرژی بدهید.
۱۳. همه چیز را
آسان بگیرید. خستگی، رئیس‌های سرسخت، مشتریان بی ‌ادب، کامپیوترهای کند، هیچکدام
را به مشکلاتی لاینحل برای خودتان تبدیل نکنید. بخاطر سختی‌های زندگی ضجه و زاری
نکنید. وجود آنها را بپذیرید و سعی کنید جلو بروید.
۱۴. مشکل با
دیگران. هدفتان باید "پیشرفت کردن" باشد. خودتان را درگیر این نکنید که
همیشه حق به جانبتان باشد یا برنده همه بحث‌ها و مشاجره‌ ها باشید. اینکار سرعت
پیشرفتتان را کند می‌کند. در ذهنتان از خود سوال کنید، "چه چیز باعث می‌شود
این تضاد و کشمکش جلو برود؟" بعد همان کار را بکنید.
۱۵. زمانی را به
مسافرت رفتن اختصاص دهید. سعی کنید کاری متفاوت انجام دهید. اگر همیشه به مسافرت‌های
دور می‌روید. اینبار به حومه شهر بروید و سعی کنید چند روز آنجا فقط و فقط استراحت
کنید. یا اگر همیشه سفرهای کوتاه و نزدیک می‌روید، سعی کنید اینبار به یک جای جدید
بروید. تنوع یکی از رازهای شادی است.
۱۶. وقتی درمورد
همه چیز جنگ می‌کنید یا شکایت می‌کنید، تواناییتان برای خواستن چیزهای دیگر از بین
می‌رود. نیرو و توانتان را برای چیزهایی که واقعاً به آن نیاز دارید ذخیره کنید.
۱۷. نتایجتان را
تقسیم کنید. منظور پز دادن نیست، منظورمان این است که برای کارها و تلاشتان اعتبار
جلب کنید. نباید ساکت بنشینید و تصور کنید که بقیه می‌فهمند که چه می‌کنید. درمورد
موفقیت‌هایتان حرف بزنید و بگذارید بقیه هم در موفقیت با شما شریک شوند.
۱۸. کمک بخواهید. برای جلب همکاری دیگران خجالت نکشید. صبر
نکنید تا شرکت به شما بگوید که چه باید بکنید. خلاقانه فکر کنید که چطور می‌توانید
درکنار دیگران کار کنید تا نتیجه بزرگتری به دست آورید.
۱۹. با سختی‌های
راه رو به ‌رو شوید. اگر کار سختی هست که باید انجامش دهید، دست ‌دست نکنید و
انجامش دهید. آن کار را کنار نگذارید. کار سخت را در ابتدای روز انجام دهید. مثل
شیرجه زدن در استخر می‌ماند، تا سه بشمارید و بپرید.
۲۰. زمان بیشتری
طلب کنید. اگر سوالی از شما پرسیده شد که تعجب کردید یا سردرگم شدید، تصور نکنید
که باید همان موقع جواب بدهید. از طرف مقابل زمان بخواهید تا روی آن فکر کنید و
برای پاسخ دادن کمی تحقیق کنید. اینکار باعث می‌شود از دادن جوابی که ممکن است
باعث پشیمانیتان شود خلاص شوید.
۲۱. عادت‌های
منفی را کنار بگذارید. یک روز تمام عادت و رفتارهای خودتان را بررسی کنید. با سختی‌ها
چطور برخورد می‌کنید؟ با آدم‌ها چطور؟ با موقعیت‌های خاص؟ بعد در یک زمان خلوت به
آنها فکر کنید و سعی کنید بفهمید کدام رفتارهایتان اشتباه بوده است تا روی آن کار
کنید.
۲۲. از انتقادات
درس بگیرید. هیچوقت بلافاصله انتقاد دیگران را رد نکنید، حتی اگر آن انتقاد به
مذاقتان خوش نیامد. بعضی‌وقت‌ها کسانی که دوستشان ندارید، فیدبک صادقانه‌تری به
شما می‌دهند تا اطرافیان نزدیکتان. انتقادات را به خود نگیرید. گوش کنید، روی آن
کار کنید و بعد تصمیم بگیرید چه قدم مثبتی برای برطرف کردن اشکال کار بردارید.
۲۳. سازگار شوید.
سازگاری مهمترین مهارت برای باقی ماندن موجودات زنده است. آنهایی که سازگاری نمی‌کنند،
از بین می‌روند. در دنیای کار هم این موضوع صادق است. برای تغییر آماده باشید. به
آن فرصت دهید. خودتان را با چیزهای جدید تطبیق دهید و موفق شوید.
۲۴. یادگیری و پیشرفت. همیش به دنبال فرصت‌هایی برای یاد
گرفتن چیزهای تازه و ارتقاء مهارت‌هایتان باشید. به دنبال سمینارها و تمرینات و
آموزشات جدید باشید. از کلاس‌های آموزشی و کتابخانه شرکت استفاده کنید. برای تجدید
اشتیاقتان باید همواره چیزهای تازه یاد بگیرید.
۲۵. تفکر خلاق.
کارتان خسته ‌کننده است؟ اگر اینطور است برای تغییر آن مسئولین قبول کنید. چطور می‌توانید
کمی تنوع، خلاقیت و لذت وارد کارتان کنید؟ چه کاری می‌توانید بکنید که تابحال کسی
نکرده باشد؟ چطور می‌توانید اشتیاقتان را برای کار بالا ببرید؟ یک راه جدید برای
انجام کارهای قدیمی سراغ دارید؟ برای صرفه‌جویی در وقت، هزینه و کار چه کاری از
دستتان برمی‌آید؟

منبع: مردمان

در دسته بندی : زندگی موفق

تعداد نظرات برای این مطلب : دیدگاه‌ها خاموش

خريد آنلاين نرم افزار لايتنر ماندگار به همراه فلش کارت رايگان، پرداخت و تحويل در محل


عادات اصلی برای رفتن به سمت موفقیت

عادات اصلی برای رفتن به سمت موفقیت

برای
رسیدن به موفقیت، چه کارهایی را به‌ طور مداوم انجام می‌دهید؟
اجازه
بدهید اول ببینیم عادت چیست. تحقیقات نشان می‌دهد که چهار مانع وجود دارد که جلوی
استفاده کامل از توانایی ‌هایمان را می‌گیرد:
عادات،
رفتارها، اعتقادات و انتظارات.

عادات الگوهای رفتاری هستند که در اثر تکرار منظم و پایدار به وجود آمده ‌اند،
معمولاً به‌طور ناخودآگاه و بدون فکر کردن هوشیارانه به انجام آن اجرا می‌شوند.
رفتار عادتی افراد گاهی ‌اوقات قابل تشخیص نیست زیرا تحلیل از خود در کارهای
روزمره غیرضروری به نظر می‌رسد. خوگیری روشی بسیار ساده از یادگیری است که در آن
موجود پس از دوره ‌ای قرارگیری در معرض محرک، دست از واکنش دادن به آن محرک برمی‌دارد.
عادات گاهی ‌اوقات اجباری هستند.

عادت‌ها
لازمه زندگی هستند. آنها به ما کمک می‌کنند نظم و برنامه زندگیمان را حفظ کنیم. لزوماً
بد یا خوب نیستند، همان چیزی هستند که هستند. وقتی هدفی تعیین می‌کنید، آن زمان
است که تعیین می‌کنید عادتی شما را به سمت آن هدف می‌برد یا از آن دورتان می‌کند.
رفتاری که انتخاب می‌کنید، زندگی و کاری که دارید را می‌سازد.
این
را در نظر بگیرید – ۵ فعالیت هستند که من به طور معمول انجام می‌دهم که مرا به سمت
موفقیت می‌کشاند.
یکی
اینکه ورزش می‌کنم.
انتخاب
‌های غذایی سالم دارم.
۸
ساعت در شبانه ‌روز می‌خوابم.
با
افراد مثبت وقت می‌گذرانم.
به‌
طور مرتب با دیگران تلفنی حرف می‌زنم.
۵ فعالیتی که شما به ‌طور مرتب انجام می‌دهیم و شما را به سمت موفقیت هدایت می‌کند
چیستند؟
وقتی
به کارتان فکر می‌کنید، کجا بیش از حد توانتان است؟ (مثلاً من ترجیح می‌‌ دهم همه
کارها را خودم انجام دهم تااینکه از کسی بخواهم به من کمک کند. یا وقتی روی چیزی
کار نمی‌کنم احساس گناه می‌کنم).
چه عادتی را می‌توانید همین امروز ترک کنید تا سطح موفقیتتان بالاتر رود؟
این
عادت چه تغییری در کارتان ایجاد می‌کند؟
عادات
– "وقتی از قبل به آن فکر شود بسیار سخت و وقتی انجام شود آسان است!" –
رابرت ام پیرسیگ

ترک یک عادت چه مدت طول می‌کشد؟
بعضی
می‌گویند ۲۱ روز یا ۴-۳ هفته. اگر می‌خواهید چند تغییر کوچک در کارتان ایجاد کنید،
خیی خوب است. در زیر به نمونه‌هایی از عاداتی اشاره می‌کنیم که لزوماً شما را به
سمت هدفتان هدایت نمی‌کنند.

  • دیر رسیدن
    سر قرارهای کاری.
  • روی هم
    تلنبار کردن کارهای کاغذی روی میز ناهارخوری.
  • وقتی با یک
    مشتری احتمالی ناهار صرف می‌کنید به تلفن همراهتان پاسخ دهید.
  • کار کردن
    ساعت‌های متمادی و داشتن انتخاب‌های غذایی بد.
  • بردن کارتان
    به هر جا که می‌روید.
  • به جای
    اینکه بیدار شوید و ورزش کنید، ۵ دقیقه بیشتر بخوابید.
  • رفتن به یک گردهمایی
    و حرف زدن فقط با کسانی که می‌شناسید.
  • کشیدن چک بی
    ‌محل.

حالا
نوبت شماست. لیستی از ۱۰ عادتی که می‌دانید الان چندان به نفعتان نیست تهیه کنید.
عاداتی
که یادداشت کردید را در نظر بگیرید. این عادت‌ها اگر "اصلاح شوند"،
"تغییر کنند" و یا مثبت‌تر شوند چطور می‌شود؟ هر عادت را تک‌تک در نظر
بگیرید و شکل مثبت آن را یادداشت کنید.
(مثلاً
از لیست بالا: به‌جای دیر رسیدن سر قرارهای کاری – آنها را به شکل مثبت تغییر می‌دهیم:
متعهد شویم که همیشه ۵ دقیقه زودتر از وقت قرار در محل حاضر شویم.)
یک
روز جمعه زنی داشت برای شام استیک درست می‌کرد. همانطور که همیشه در گذشته اینکار
را می‌کرد، قبل از اینکه گوشت را داخل ماهیتابه بیندازد دو سر آن را برید. شوهرش
از او سوال کردن که چرا اینکار را کرده است و زن گفت که مادرم هم همیشه دو سر گوشت
را می‌برید.
دفعه
بعدی که مرد مادرزنش را دید از او پرسید که چرا همیشه قبل از انداختن گوشت در
ماهیتابه دو سر آن را می‌بریده است و او هم گفت که چون مادرش همیشه اینکار را می‌کرده
است.
وقتی
شوهر مادربزرگ زنش را دید آن سوال را از او هم پرسید و مادربزرگ نگاهی به او
انداخت و گفت چون فقط اینطور گوشت داخل ماهیتابه‌اش جا می‌شده است.
چندبار
تابحال شده که کاری را فقط به دلیل اینکه دیده‌ایم یک نفر دیگر انجام می‌دهد انجام
داده‌ایم؟ بعضی‌اوقات لازم است از خودمان بپرسیم چرا فلان کار را اینطوری انجام می‌دهیم.
همیشه راه‌های ساده‌تر دیگری هم برای انجام یک کار خاص وجود دارد.

نتیجه:
راه
به سمت موفقیت اصلاً پیچیده نیست – خیلی هم ساده است. با طرز فکر کردن شما شروع می‌شود
– با رویکری مشخص و واضح از چیزی که می‌خواهید و ایجاد عادات روزانه که شما را به
آن هدف نزدیکتر کند.
می‌بینید،
عادت‌ها خوب یا بد نیستند. فقط به این بستگی دارند که می‌توانند شما را به هدفتان
نزدیک کنند یا نه. شما راننده هستید و کنترل و مسئولیت همه چیز دست خودتان است!

منبع: مردمان

در دسته بندی : زندگی موفق

تعداد نظرات برای این مطلب : ۲

خريد آنلاين نرم افزار لايتنر ماندگار به همراه فلش کارت رايگان، پرداخت و تحويل در محل


دیدگاه‌ها خاموش

زنان و مدیریت: ایجاد تعادل ظریف

زنان و مدیریت: ایجاد تعادل ظریف

واکنش افراد به رهبران زن و مرد متفاوت است . می‌خواهیم به این تفاوت‌ها بپردازیم و مواردی که این واکنش‌ها بر رهبری خانم‌ها تاثیر می‌گذارد را مشخص کنیم و راهکارهایی برای هموار کردن راه برای خانم‌های رهبر ارائه کنیم.

ایالات متحده اخیراً برای انتخاب اولین رئیس‌جمهور زن تلاش زیادی کرده است.

بااینحال، به‌طرز نامتجانسی، با پیشرفت کمپین هیلاری کلینتون، توجه زیادی به دید احمقانه به لباس یقه‌بازی که او در سخنرانی که در سالن سنا ارائه کرد جلب شد. با پیش آمدن دوره مقدماتی انتخابات، کمپین او  سعی کردند برای متعادل کردن موضوع “قدرت و تجربه” که برای یک کاندیدای زن لازم بود، او را “دوست‌داشتنی و دلگرم‌کننده” معرفی کنند.

به‌نظر می‌رسد که متن قابل‌قبول برای خانم‌ها در نقش‌های سیاسی مهم هنوز هم خیلی سخت و خشک تعریف می‌شوند و با عناوینی مثل “تحمیل‌کننده”، “ملایم”، “سخت‌گیر” یا “راحت‌گیر”، عاری از میل جنسی یا بیش‌از‌حد جنسی، خیلی راحت نقض می‌شوند. به نظر می‌رسد که سرپیچی از رهبران زن با  منحرف شدن آنها از رفتارهای بسیار دقیق تعریف‌شده که در آن زن‌بودن فرهنگی با رهبری درتضاد است بسیار ساده است.

با الزام تایید این دو دسته انتظارات که معمولاً هم در تضاد هستند، زنان دارای منصب سیاسی در ایالات متحده استانداردهای بسیار بالاتری را نسبت به همتایان مرد خود دارا هستند. اگر زنان بخواهند سهم رهبری خود را ادعا کرده و در منصب‌های خود کارآمد عمل کنند، زنان و مردان باید از این انتظارات متفاوت آگاه باشند، بدانند که این انتظارات چطور بر رهبران و کارکنان آنها اثر می‌گذارد و همچنین بدانند که چه واکنش‌هایی برایشان مفید است.

زنان در نقش رهبری واکنش‌های متفاوتی نسبت به مردان ایجاد می‌کنند

قدرت بعنوان یک ساختار اجتماعی عمل می‌کند و از اعمال متعددی تشکیل شده است که یک نظام تسلط فرهنگی را حفظ می‌کند. اعمالی که نظام قدرت را حفظ می‌کند شامل الگوهای گفتاری، درک متقابل ارزش‌ها، انتظارات، اصول و نقش‌ها و شرکت در آنها، می‌باشد. این ساختار اجتماعی دربرخی موارد بر آمال و رفتارهای هر فرد برتری یافته و برای انطباق با آن، میل به شکل‌دادن تصمیمات، روابط و فعل ‌و ‌انفعالات اجتماعی پیدا می‌کند. واکنش به مردان و زنان در رهبری، متکی به ساختار اجتماعی است که به‌طور سنتی تحت تسلط مردان بوده است.

محققان چهار طریقه اصلی که رهبران مرد و زن، واکنش‌های متفاوتی در اطرافیان خود ایجاد می‌کنند را مشخص کرده‌اند. این واکنش های متفاوت به رفتارهای متفاوت زنان و مردان بستگی دارد که از ارزش تحریکی متفاوت زنان و مردان در نقش‌های آنان نشات می‌گیرد. یک رهبر زن به‌خاطر انتظاراتی که توسط ساختار اجتماعی اطراف او شکل گرفته و پشتیبانی می‌شود و تلاش های زنان برای موثر، تاثیرگذار و قدرتمند بودن را دست کم می‌گیرد، واکنش متفاوتی نسبت به یک رهبر مرد ایجاد می‌کند.

از زنان انتظار می‌رود رهبری را با احساسات ادغام کنند.

دیرزمانی است که محققان دریافته‌اند وقتی مردم به کلمه “رهبر” فکر می‌گنند، “مرد” در ذهنشان می‌آید و این نتیجه از تفاوت‌‌های فرهنگی فراتر می‌رود. به‌خاطر این ناسازگاری بین الزامات زن بودن و رهبر بودن، معمولاً لازم است که زن‌ها برای تایید کارمندانشان سبک رهبری خود را ملایم‌تر کنند. زنانی که توانایی‌ها و سبک رهبری خود را با دوستی و گرمی ادغام نمی‌کنند، دوست داشته نمی‌شوند و کمتر تاثیرگذار خواهند بود. مردها با چنین الزامی روبه‌رو نیستند. زنانی که با سبک استبدادی رهبری می‌کنند، نسبت به آنهایی که به سبک دموکراتیک رهبری می‌کنند، کمتر مورد تایید قرار می‌گیرند. از‌طرف ‌دیگر، مردها می‌‌توانند به‌راحتی سبک رهبری استبدادی را برای خود انتخاب کنند. وقتی زنان رهبر در یک عرصه مردانه از خود توانایی نشان می‌دهند—چیزی که معمولاً مستلزم اجرای یک سبک رهبری سخت‌گیرانه‌تر است، مورد پذیرش و علاقه قرار نمی‌گیرند.

مردم از زنان به‌راحتی دستور نمی‌گیرند تا از مردان.

این کلیشه که زنان پرحرف‌تر از مردان هستند درعمل به اثبات نرسیده است. اما بااینحال گاهی به نظر می‌رسد که مردم از پرحرفی مفروض زنان بعنوان توجیهی برای تنظیم بیشتر آنچه زنان می‌گویند استفاده می‌کنند. زنان گزارش می‌کنند که احساس می‌کنند کسی به آنها گوش نمی‌دهد، یا وقتی در جلسات صحبت می‌کنند نظرات و پیشنهاداتشان نادیده اتگاشته می‌شود و همان پیشنهادات از طرف مردان بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد. آنها این واکنش را تصور نمی‌کنند. تحقیقات روی جلسات کوچک گروهی در سازمان‌ها نشان می‌دهد رهبران زن هدف احساسات منفی بیشتری قرار می‌گیرند تا رهبران مرد، حتی اگر هر دو گروه رهبران به یک میزان توانا درنظر گرفته شوند.

زنانی که خود و توانایی‌‌های خود را بالا می‌برند مورد مخالفت قرار می‌گیرند.

چون زنان از نظر کلیشه‌ای ضعیف‌تر از مردان درنظر گرفته می‌شوند، گاهی به آنها توصیه می‌شود که در رهبری خود از عفت  و کم‌رویی زنانه اجتناب کرده و توانایی‌ها و دستاوردهای خود را ارتقاء بخشند. اما ارتقاء و پیشرفت برای زنان می‌تواند خطرناک باشد. همانطور که در بالا ذکر شد، زنانی که مطمئن‌تر و قاطع‌تر از آنچه از جنسیت آنها انتظار می‌رود رفتار می‌کنند، ممکن است در خطر مخالفت و عدم پذیرش قرار گیرند. تحقیقات نشان می‌دهد که وقتی زنان در دستاوردهای خود پیشرفت می‌کنند، باعث می‌شود بیننده آنها را قوی‌تر ببیند اما به قیمت از دست دادن محبوبیت آنها. مردانی که دستاورهای خود را بالا می‌برند دچار این عاقبت نمی‌شوند و حتی محبوبیت بیشتری هم کسب می‌کنند.

در برخی موقعیت‌ها، زنان به اعتباریابی خارجی بیشتری نسبت به مردان نیاز دارند.

باتوجه به موضوعاتی که در بالا مطرح شد، دیگر جای تعجب نخواهد بود اگر بگوییم اگر زنان بخواهند در نقش رهبری خودر مورد پذیرش قرار گیرند، باید از بیرون مورد تایید قرار گیرند. فقط آموزشات رهبری و تخصص کاری موفقیت زنان را تضمین نمی‌کند مگراینکه یک رهبر تاییدشده دیگر او را تایید کند. کلیشه‌های جنسیتی بر توانایی بیننده برای دیدن قدرت زنان اثر می‌گذارد.

واکنش به واکنش‌ها: رهبری چه حسی برای زنان دارد؟

شواهدی وجود دارد که زنان بیشتر از مردان از هزینه احتمالی رهبری آگاه هستند. زنان نگران تناقضات بین رفتارهای قابل‌قبول زنانه و الزامات منصب‌های قدرتمند هستند. زنانی که در منصب رهبری هستند—حتی آنهایی که در شرایط نفوذ و تسلط مردان قرار دارند—باوجوداینکه آگاهی دارند که راهی که در پیش رویشان است، مثل یک طناب باریک است، اما می‌دانند که پاداش‌هایی هم برایشان دارد. این پاداش‌ها الزامات سنگین و محتاطانه انتظارات متناقض مربوط به نقش‌های رهبری‌شان را جبران می‌کند. اما می توان گفت تعداد زیادی از زنان هیچ‌وقت به این درجه نمی‌رسند.

تغییر ساختار اجتماعی، واکنش‌ها را تغییر می‌دهد.

در یک تحقیق مصاحبه‌ای از زنان رهبر فرانسه و نروژ که سال‌ها پیش انجام گرفت مشخص شد که موقعیت و شرایط نقش بسیار مهمی در تجربیات این رهبران دارد. زنان نروژی در نقش‌های رهبری خود احساس لذت و شعف را گزارش دادند، اما زنان فرانسوی از مشکلات، تناقضات، تنهایی‌ها و به حاشیه افتادن‌ها حرف زدند. این تجربیات کاملاً متفاوت به تفاوت شدید در درک این زنان از پذیرش آنها بعنوان رهبر ناشی می‌شود. در نروژ، با تاریخچه طولانی آن از دخالت زنان در رهبری سیاسی، زنانی که در این موقعیت‌ها هستند کاملاً احساس مشروعیت می‌کنند. در فرانسه، که رهبری زنان مسئله‌ای جدید و نادر است، این حس مشروعیت وجود نداشته و زنان مجبور بوده‌اند که بطور مداوم خودشان را ثابت کنند.

تحقیقات کاملاً مشخص کرده است که موقعیت و شرایط تفاوت جدی در سهولت موقعیت رهبری خانم‌ها، تصور از تاثیرگذاریشان در نقش‌های خود و مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، ایفا می‌کند. در موقعیت‌هایی که مردسالار باشد زنان با مقاومت بیشتری دربرابر رهبری و تاثیرگذاری نقش‌هایشان روبه‌رو می‌شوند.

نتیجه‌گیری

دیگر دیدن یک زن بعنوان مدیر یک مدرسه دولتی، مدیر یک شرکت یا رئیس یک دانشگاه، امری کاملاً عادی است. زنان با تغییر درک عموم از الزامات مدیریت و رهبری و از میان برداشتن نگرش‌های مردسالارانه سنتی، موانع بر سر راه کسب چنین منصب‌هایی را از میان برداشته‌اند. بااین‌حال موقعیت‌هایی مثل فرماندهی نظامی، شرکت‌های بزرگ، ریاست جمهوری هنوز در اذهان عمومی منصب‌هایی مردانه است و زنان با موانع بسیار جدی روبه‌رو هستند که برای شکستن آنها نیاز به زنانی باهوش و قاطع است تا راهشان را به سمت هدف باز کنند.

راه‌هایی برای افراد و سازمان برای حمایت از این زنان و درنتیجه حمایت از پیشرفت یک ساختار اجتماعی است که رهبری زنان در آن کاملاً عادی باشد، وجود دارد. سازمان‌ها می‌توانند از تنها گذاشتن زن‌ها در دپارتمان‌هایی که تحت تسلط مردان است و جنسیت آنها در آنجا توضیح عملی هر قدم اشتباه خواهد بود، خودداری کنند. رهبران می‌توانند از زنانی که برای رسیدن به مقام ریاست تلاش بی‌وقفه دارند تقدیر کنند. رهبران فکری مثل روزنامه‌نگاران می‌توانند بر ایجاد استانداردهای متفاوت از قابل پذیرش بودن و سایر کیفیات درون‌فردی در انتقاد از رهبران مرد یا زن را بازنگری داشته باشند. ما به‌عنوان افراد جامعه می توانیم بر انتقادات خود از رهبران زن رویکردی دوباره داشته و آنها را با انتظارات سنتی و مردسالارانه نسنجیم.

و بعد وقتی زنان موفق شدند از سد موانع بگذرند، دیگر دیدن زنان در منصب‌های رهبری بزرگ که امروز منصب‌هایی مردانه به نظر می‌رسد تعجب‌برانگیز نخواهد بود. این عادی بودن درک عموم از جنسیت و رهبری را متعادل کرده و ساختار اجتماعی مربوط به آن را دوباره شکل می‌دهد. تغییرات عمده‌ای در دسترسی زنان به نقش‌های رهبری در چند دهه اخیر صورت گرفته که البته هنوز کافی نیست و باید تا جایی پیش برود که در جامعه زنان و مردان سهمی یکسان برای رهبری داشته باشند.

منبع: مردمان

در دسته بندی : زندگی موفق

تعداد نظرات برای این مطلب : دیدگاه‌ها خاموش

خريد آنلاين نرم افزار لايتنر ماندگار به همراه فلش کارت رايگان، پرداخت و تحويل در محل


دیدگاه‌ها خاموش

۱۰ نکته عالی برای افرادی که شغل دوم دارند

۱۰ نکته عالی برای افرادی که شغل دوم دارند

تعداد زیادی از ما ایرانی ‌ها دو شغله هستیم تا بتوانیم از عهده خرج و مخارج زندگی برآییم یا پول بیشتری پس ‌انداز کنیم. شما هم از این دسته هستید؟ اگر اینطور است، حسابی مراقب باشید. چون در ساعت انجام کار دوم از نظر جسمی و فکری بسیار خسته هستید و این مسئله موجب استرس بسیار بیشتری در محل‌ کار و خانه می‌شود. در زیر ۱۰ نکته عالی برای راحت‌تر کردن شغل دوم برایتان عنوان می‌کنیم.

۱. کاری متفاوت یا حتی سرگرم ‌کننده انجام دهید.

مثلاً اگر همه روز را پشت میز در اداره می‌نشینید، شب‌ها از نشستن پشت کامپیوتر خودداری کنید. اگر بتوانید کار دومتان را به علایقتان مرتبط کنید خیلی بهتر خواهد بود.

۲. استرستان را دور بریزید.

اکثر کارها تاحدی با استرس توام هستند اما اگر استرس شغل اولتان حسابی دیوانه ‌تان کرده است، به هیچ وجه برای شب‌ هایتان کاری را انتخاب نکنید که استرس‌ زا باشد. مسئولیت دوم را همیشه با احتیاط قبول کنید. شاید ترفیع به منزله بالا رفتن حقوقتان باشد اما اگر استرستان را غیرقابل‌ تحمل کند اصلاً ارزشش را ندارد.

۳. برای قبول شغل دوم محتاطانه قدم بردارید.

به رئیستان بگویید یا نگویید؟ ممکن است خیلی سر این مسئله با خودتان کلنجار بروید. از طرفی دوست ندارید رئیستان تصور کند که کار دوم باعث می‌شود نتوانید کار اولتان را به خوبی انجام دهید و از یک طرف دیگر هم دوست دارید رئیستان درک کند که چرا محبور هستید درست راس ساعت ۵ محل کار را ترک کنید.

وقتی می‌خواهید یک کار دوم برای خودتان اختیار کنید باید خیلی دقت کنید. بعضی از کارفرماها اجازه نمی‌دهند که برای شب‌هایتان کاری را انتخاب کنید که به‌ن حوی مربوط به کار روزتان باشد و بعضی از کافرماها کلاً اجازه کار دوم به کارمندانشان نمی‌دهند. پس اگر تردید دارید حتماً از رئیستان سوال کنید. اینجا صداقت بهترین سیاست است.

۴. یک رئیس انعطاف‌پذیر پیدا کنید.

مطمئناً کار تمام وقتتان اولویت دارد. بنابراین اگر برای داشتن عملکرد خوب برای کار اول نیاز به استراحت دارید، بهتر است با کارفرمای کار دومتان صادق باشید. با اینکه کارها و شرکت‌های کوچکتر ممکن است موقعیت شما را بیشتر درک کنند اما ممکن است تسهیلات لازم برای کارکنانشان نداشته باشند. درمقابل شرکت‌های زنجیره‌ ای برنامه‌ریزی بسیار انعطاف ‌پذیری دارند مخصوصاً اگر بتوانند کارمندان را شیفت ‌بندی کنند.

۵. ببینید چقدر پول بیشتر نیاز دارید.

قبل از گرفتن کار دوم، ببینید ماهانه به چه مقدار پول بیشتر نیاز دارید و فقط تعداد ساعتی کار کنید که آن مقدار پول را کسب کنید. اگر می‌توانید درآمد اضافه‌ تان را برای یک کار ملموس مثل پرداخت قبوض یا پر کرن یک حساب پس‌ انداز اختصاص دهید. دیدن نتیجه کار راه را برایتان آسان‌تر می‌کند.

۶. وقت استراحت داشته باشید.

قرار نیست کسی ۲۴ ساعت شبانه‌ روز را کار کند. حتماً هر هفته یک شب و روز کامل را استراحت کنید. و اگر احساس کردید که به‌ خاطر کار زیاد از روابط اجتماعیتان باز مانده‌اید، یادتان باشد که پولی را که ممکن بود صرف خوشگذرانی الکی هدر دهید را پس ‌انداز می‌کنید.

۷. روابطتان را نادیده نگیرید.

کار شب استرس زیادی به شما وارد می‌ کند اما ممکن است استرس و فشاری که به روابطتان وارد می‌شود خیلی بیشتر باشد. حتماً قبل از گرفتن کار دوم با همسرتان مشورت کنید و از نظر و احساس او در این‌ باره باخبر شوید. دقت کنید که کار زیاد نباید شما را از اجتماع و عزیزانتان دور کند چون ممکن است بعد از مدتی ببینید که دیگر هیچ دوستی اطرافتان نمانده است. پیدا کردن یک راه برای درآوردن پول بیشتر خیلی راحت‌تر از پیدا کردن یک دوست خوب است.

۸. مراقبت مالیات باشید.

اگر ساعات محدودی کار کنید، درآمد دومتان از چشم دولت دور نخواهد ماند. پس برنامه ریزی کنید که مبلغی را برای این منظور از حقوقتان کنار بگذارید. حتی می‌توانید این مبلغ را در یک حساب پس ‌انداز کنید.

۹. مراقبت سلامتتان باشید.

نمی‌خواهید درمورد سبک‌های سالم زندگی در اینجا توصیح کنید. اما خستگی بیشتری که به‌ خاطر کار دوم نصیبتان می‌شود، تاثیر سبک ناسالم زندگی را دوچندان خواهد کرد. وقتی دوشغله باشید، مطمئناً خوابتان کمتر از مقداری است که بدنتان نیاز دارد. غذا خوردنتان هم سریع‌تر و ناسالم‌تر خواهد بود.

همچنین ممکن است وسوسه شوید برای بیدار ماندن کافئین بیشتری مصرف کنید. اگر برایتان مقدور باشد، کمی ورزش کردن، یک رژیم غذای متوازن و حداقل شش ساعت خواب توانایی عالی برای شغل دوم به شما می‌دهد.

۱۰. بدانید کی دست بکشید.

همیشه راهکاری برای خاتمه کار داشته باشید مگر اینکه برای برآوردن یکسری نیازهای خود مجبور به انجام هر دو کار باشید. یک راهکار خوب این است که مثلاً برای یک سال یا شش ماه یک شغل دوم بگیرید و بعد شغل دومتان را عوض کنید. یاد گرفتن کارهای جدید و آشنا شدن با افراد مختلف می‌تواند لذت‌بخش هم باشد.

یک نکته خیلی زیبا درمورد کار دوم این است که یاد می‌گیرید قدر وقت آزادتان را بیشتر بفهمید و از آن بهترین استفاده را ببرید.

شما هم با مشکلات ناشی از کار دوم دست ‌و‌ پنجه نرم کرده‌اید؟ تجربیاتتان را با ما درمیان بگذارید.

منبع: مردمان

در دسته بندی : زندگی موفق

تعداد نظرات برای این مطلب : دیدگاه‌ها خاموش

خريد آنلاين نرم افزار لايتنر ماندگار به همراه فلش کارت رايگان، پرداخت و تحويل در محل


دیدگاه‌ها خاموش

چگونه انتقاد را با قدردانی پذیرا باشیم

چگونه انتقاد را با قدردانی پذیرا باشیم

در روز ایمیل‌ها و نظرات مثبت و دلگرم‌کننده زیادی برای ما می‌آید که درواقع تنها چیزی است که ما را تشویق به ادامه راه می‌کند. اما درکنار این نظرات مثبت، نظرات منفی هم گاه و بیگاه برایمان می‌آید: انتقاداتی درمورد موضوعات و محتوای مقالاتمان.

شما چطور با انتقادات دیگران برخورد می‌کنید؟ تصور ما بر این است که اولین واکنش  اکثر ما دفاع از خودمان یا بدتر از آن، حمله به فرد منتقد است.

و با اینحال، با اینکه انتقاد می‌تواند ناراحت ‌کننده باشد و روحیه را ضعیف کند، اما می‌توان از دیدگاهی مثبت هم به آن نگاه کرد: انتقاد نشانه صداقت طرف‌ مقابل است و می‌تواند ما را به سمت عملکردی بهتر راهنمایی کند. انتقاد می‌تواند فرصتی برای پیشرفت باشد.

اولین واکنشتان را متوقف کنید

اگر اولین واکنشتان حمله به فرد منتقد یا حالت تدافعی گرفتن است، قبل از نشان دادن هر نوع واکنشی یک دقیقه صبر کنید. یک نفس عمیق بکشید و کمی به آن موضوع فکر کنید.

ما هم وقتی مورد انتقاد قرار می‌گیریم اول کمی عصبانی می‌شویم اما به خودمان یاد داده‌ ایم همان لحظه برخورد نکنیم. مثلاً برای جواب دادن به ایمیل‌ های انتقادی حداقل یک ساعت صبر می‌کنیم.

این مدت زمان سبب میگردد قبل از واکنش اولیه، کمی به موضوع فکر کنیم. این زمان باعث می‌شود کمی منطق روی کار بیاید و احساسی تصمیم نگیریم. نمی‌گوییم احساسات بد است اما وقتی احساسات منفی باشد، به‌جای اینکه نفع برساند، آسیب می‌رساند.

منفی را به مثبت تبدیل کنید

یکی از کلیدهای موفقیت در هر چیز این است که نکات مثبت هر چیزی که بقیه آن را منفی می‌بینند را ببینید. بیماری باعث می‌شود از  برنامه ورزشیتان جا بمانید؟ این می‌تواند یک استراحت خوب باشد. از کارتان خسته شده‌ اید؟ می‌تواند وقتی باشد برای نگرش دوباره به زندگیتان و پیدا کردن یک کار بهتر.

با انتقاد هم باید همینطور رفتار کنید: باید نکات مثبت آن را ببینید. شاید به نظر بی ‌ادبانه و توهین ‌آمیز بیاید اما در اکثر انتقادات، نکته مثبتی هم وجود دارد و آن یک فیدبک صادقانه و پیشنهادی برای پیشرفت است.

مثلاً یکی از انتقاداتی که به وبسایت ما شده بود این است، “شما درمورد موضوعات تکراری بارها و بارها مقاله می‌دهید و مقالاتتان خسته‌کننده است.”

این انتقاد را می‌توانید اینطور بخوانید: “باید تنوع موضوعاتمان را بیشتر کنیم و از دریچه جدیدی به موضوعات نگاه کنیم.”

این فقط یک نمونه بود. اینکار را می‌توانید با هر انتقادی انجام دهید. گاهی اوقات افراد چون روز بدی را داشته ‌اند شما را با انتقاداتشان بمباران می‌کنند اما همیشه هم اینطور نیست. گاهی در انتقادات واقعیات مثبتی نهفته است.

انتقاد را فرصتی برای پیشرفت بدانید. بدون پیشرفت در زندگی به رکود می‌رسیم. پیشرفت رکن حیاتی زندگی است.

از منتقدتان تشکر کنید

حتی اگر فردی با بی ‌ادبی و توهین از شما انتقاد کرد، از او تشکر کنید. ممکن است روز بدی را داشته است یا شاید هم کلاً آدم منفی باشد. اما با همه این حرف‌ها، رفتار و قدردانی شما آنها را خلع سلاح می‌کند.

می‌دانید؟ این عادت تشکر از منتقد در ما باعث شده که خیلی از منتقدینمان را به خوانندگانی پر و پا قرص تبدیل کنیم. همه این به‌ خاطر یک تشکر ساده برای انتقادشان بوده است. این تشکر برای آنها غیرقابل انتظار بوده و معمولاً نظرشان را از منفی به مثبت تبدیل کرده است.

و حتی اگر منتقد تشکر شما را به طریقی مثبت دریافت نکند، باز هم برای خودتان بهتر است. این راهی است که به خودتان خاطرنشان کنید انتقاد چیز خوبی برایتان بوده و بااینکار می‌توانید تواضع و فروتنی داشته باشید.

از انتقادات درس بگیرید

بعد از اینکه با دیدی مثبت به انتقادات نگاه کرده و از منتقدتان تشکر کردید، سر کار قبلتان برنگردید. باید برای پیشرفت تلاش کنید.

این مسئله برای بعضی‌ها خیلی سخت است چون معمولاً تصور می‌کنند همیشه حق با آنهاست. اما هیچ ‌کس نیست که همیشه حق با او باشد. درواقع ممکن است شما اشتباه کرده باشید و حق با فرد منتقد باشد. پس باید ببینید که آیا می‌توانید چیزی را در خودتان طوری تغییر دهید که به سمت مثبت برود.

بعد زمان ایجاد تغییر است.

ما وقتی ایمیل‌هایی دریافت می‌کنیم که مثلاً فلان مقاله‌ مان به اندازه کافی خوب نیست تلاش می‌کنیم که برای موضوع بعدی تلافی کنیم و موضوع و مقاله بهتری ارائه دهیم.

شما باید فرد بهتری باشید

خیلی وقت‌ها انتقاد را یک حمله شخصی و توهین تصور می‌کنیم. اما اینطور نیست. البته ممکن است گاهی اینطور باشد ولی نباید آنرا اینطور قلمداد کنیم. انتقاد را باید انتقاد بر رفتارمان تلقی کنیم نه انتقاد بر خودمان بعنوان یک شخص. اگر اینکار را بکنید، دیگر احساسی به آن انتقاد نگاه نخواهید کرد و نکات مثبت آن را خواهید دید.

اما کاری که اکثر ما می‌کنیم این است که انتقاد را یک حمله شخصی تصور کرده و با حمله به آن واکنش می‌دهیم. “من اجازه نمی دهم کسی با من اینطور حرف بزند.” مخصوصاً اگر این انتقاد در جمع صورت گرفته باشد، مثلاً در نظرات مربوط به یک مقاله. باید از خودتان دفاع کنید و به فرد حمله ‌کننده حمله کنید، درست است؟

نه کاملاً اشتباه است. با حمله به فرد مهاجم شما به سطح آن فرد نزول خواهید کرد. حتی اگر آن فرد واقعاً بی ‌ادبی و توهین کرده باشد، شما نباید همانطور به او پاسخ دهید. شما هم نباید همان گناهان را انجام دهید.

شما باید فرد بهتری باشید.

اگر بتوانید در برابر آن حمله آرامش خود را حفظ کنید و با ادب و احترام به آن انتقاد واکنش دهید، آنوقت می‌توانید فرد بهتری باشید. و این کار دو فایده دارد:

  • دیگران تحسینتان خواهند کرد و فکر بهتری درمورد شما می‌کنند. مخصوصاً اگر واکنشتان مثبت باشد و خیلی خوب با انتقاد برخورد کرده باشید.
  • خودتان احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا می‌کنید. با شرکت در یک حمله شخصی خودمان را زشت جلوه خواهیم داد اما اگر بتوانیم خودمان را بالاتر از آن سطح نگه داریم، حس خوبی نسبت به آنچه هستیم پیدا می‌کنیم. و این بهترین و بالاترین فایده است.
  • چطور می‌توانید خودتان را بالاتر از آن حمله نگه دارید و فرد بهتری باشید؟ با جدا کردن خود از آن انتقاد و نگاه کردن به رفتاری که مورد انتقاد قرار گرفته است. با داشتن نگرش مثبت به آن انتقاد و سعی در پیشرفت. با تشکر و قدردانی از فرد منتقد و ارائه یک واکنش مثبت به انتقاد.

     

    منبع: مردمان

    در دسته بندی : زندگی موفق

    تعداد نظرات برای این مطلب : دیدگاه‌ها خاموش

    خريد آنلاين نرم افزار لايتنر ماندگار به همراه فلش کارت رايگان، پرداخت و تحويل در محل