کمک گرفتن از دیگران برای گذر از موانع زندگی
توجه: استفاده از کلیه مقالات و مطالب سایت مردمان در مجلات، روزنامه ها، سایتها و برنامه های تلویزیونی با ذکر منبع آزاد است.
کمک گرفتن از دیگران برای گذر از موانع زندگی
وقتی با مشکلی دست و پنجه نرم میکنیم، طبیعی است که از دیگران کمک بخواهیم. کمک کردن به همدیگر بخش مهمی از یک رابطه خوب است.
کمک گرفتن ساده به نظر میرسد اما همیشه هم انجام آن آسان نیست. بعضی وقتها خودمان بدون اینکه بدانیم سد راه خودمان میشویم.
بعضی
باورها و طرزتفکرها دیدن فرصتهای کمک دیگران را برای ما سخت میکند. در
زیر به نمونههایی از بعضی از این رفتارها و نگرشها اشاره میکنیم و
ایدههایی هم برای کنار گذاشتن آنها عنوان میکنیم.
مانع ۱: باور اینکه نیاز به کمک دیگران نشانه ضعف است
کمک گرفتن نشانه بلوغ و اعتمادبهنفس شماست. کمک گرفتن نشانه
قدرت است نه ضعف. این یعنی شما میدانید به چه چیزی نیاز دارید و برای
رسیدن به آن و گرفتن آن ترسی ندارید.
مثلاً به جای اینکه بگویید:
"دوست ندارم مربیم متوجه شود که در آن حرکت ضعف دارم چون ممکنه فکر کنه دیگه نباید در تیم باشم."
بگویید:
"من
با سوال کردن از مربیم برای اینکه به من نشان دهد چطور میتوانم آن حرکتم
را تقویت کنم، به او نشان میدهم که چقدر به تیمم متعهد هستم—و چقدر سخت
تمرین کردهام."
مانع ۲: تصور اینکه شایسته کمک یا حمایت دیگران نیستید
همه آدمها هرازگاهی به کمک دیگران نیاز پیدا میکنند. هیچکس
نمیتواند-و نباید—همه کارها را به تنهایی انجام دهد. قبول کمک دیگران
دوستیها و روابط شما را تقویت خواهد کرد. هرکسی وقتی بفهمد میتواند از دوستی حمایت کند احساس خوبی پیدا خواهد کرد.
مثلاً به جای اینکه بگویید:
"خیلی دوست دارم بدانم کتی چطور با طلاق والدینش کنار میآید اما او دوستان زیادی دارد و سرش شلوغ است. مطمئنم برای من وقت ندارد."
بگویید:
"از
کتی میپرسم برای حرف زدن با من وقت دارد یا نه و برایش توضیح میدهم که
چقدر طرزفکرش برایم اهمیت دارد. شاید خیلی چیزهایی که برای من اتفاق افتاده
است بتواند به او هم کمک کند."
اما کسانیکه میخواهید از آنها کمک بگیرید را به دقت انتخاب کنید. احساسات
و مشکلاتتان را با کسانی درمیان بگذارید که خوب به حرفهای شما گوش دهد و
برایتان ارزش قائل باشد—نه کسی که فقط قضاوت میکند، انتقاد میکند یا
متهمتان میکند. بیشتر اوقات میتوانیم حدس بزنیم که واکنش افراد چطور
خواهد بود. اما در موارد نادر، بعضی غافلگیرمان میکنند. اگر کسی
نادیدهتان گرفت، به خاطر کاری که شما کردهاید نیست. مشکل خودِ آن فرد
است.
به خودتان بگویید:
"اگر کتی به من نه گفت، ممکن است
آمادگی لازم برای حرف زدن درمورد تجربیاتش را نداشته است. اگر بیادبی
کرد، متوجه میشوم که اصلاً به درد دوستی نمیخورد."
مانع ۳: حرف نزدن برای درخواست کمک
گاهیوقتها به اندازه کافی خوششانس هستید که کسانی را در
زندگیتان داشته باشید که چیزهایی که میخواهید را میبینند و قبل از اینکه
درخواست کمک کنید، به کمکتان میآیند. این افراد معمولاً والدین یا دوستان
نزدیکتان هستند. اما بعضیاوقات وقتی به کمک نیاز داریم، باید درخواست
کنیم. بهترین رویکرد این است که درخواستمان را رک و مستقیم بیان کنیم،
مثلاً بگوییم،
"من با این مسئله مشکل دارم، میتونی کمکم کنی؟"
مثلاً به جای اینکه بگویید:
"میترسم
دوستانم خوششان نیاد که بشنوند نامزدم رفتار تندی با من داشته و کتکم
زده—فکر میکنند که من به توصیهها و نصیحتها آنها گوش ندادم. و نمیخوام
که مامانم را هم نگران کنم. به خاطر همین این مسئله را پیش خودم نگه
میدارم."
بگویید:
"به دوستانم میگویم که حق با
آنها بوده و اینکه نگران رفتارهای نامزدم هستم. از آنها میخوام کمکم کنند
که بفهمم چطور به والدینم اطلاع دهم و چه بکنم."
مانع ۴: صبر کردن برای اینکه یک نفر دیگر قدم اول را بردارد
همیشه برای آدمها راحت نیست که بفهمند ما به کمک نیاز داریم.
ممکن است یک ماسک آدم خوشحال به صورتمان زده باشیم و با کسی درمورد
مشکلاتمان حرف نزنیم. صبر نکنید تا یک نفر دیگر متوجه مشکل شما شود و به
کمکتان بیاید. خودتان درخواست کمک کنید.
مثلاً به جای اینکه بگویید:
کاش
مریم درمورد زخمهای روی پاهام میپرسید تا میتونستم درمورد خودآزاری که
کردم برای او حرف بزنم. میدونم او به این مسئله شک داره، اما شاید اصلاً
برایش اهمیتی نداره!"
بگویید:
"من به مریم میگم که چه اتفاقی برام افتاده و از او کمک میخوام."
مانع ۵: زود ناامید شدن
اگر کمک دیگران نتوانست آنچه که میخواهیم را فوراً برایمان
فراهم کند، ممکن است ناامید شوید. اما کمک گرفتن نیازمند پشتکار و تلاش
مداوم است. ممکن است مجبور شوید چند مرتبه تلاش کنید.
مثلاً به جای اینکه بگویید:
"فکر
میکنی مشاور دانشگاه فوراً بفهمه که چه چیزی برای من بهتره! اون همه این
تجربهها رو داشته اما الان که با او حرف زدم فکر کنم فقط وقتم رو حروم
کردم!"
بگویید:
"اولین جلسه ملاقات من با مشاور دانشگاه کمی ناامیدکننده بود اما احتمالاً زمان میبرد که با شخصیت من آشنا
شود. چند مرتبه دیگه با او جلسه میگذارم و بعد تصمیم میگیرم. خودم هم سعی
میکنم بهتر و با زبان واضحتر درمورد انتظاراتی که از او دارم حرف بزنم."
چرا کمک خواستن مهم است؟
هیچکس نمیتواند مشکلاتش را به تنهایی تحمل کند. کسانیکه ما را
باور دارند به ما یادآور میشوند که ما تواناییهای لازم را داریم و هستند
کسانیکه دوستمان دارند. اما بعضیاوقات لازم است خودمان برای کمک خواستن
پا پیش بگذاریم. دوستان و خانوادهمان ما را دوست دارند اما همیشه
نمیتوانند متوجه نیازهای ما شوند، مخصوصاً اگر ماسک یک آدم شجاع را به
چهرهمان زده باشیم.
ازآنجا که ممکن است کمک گرفتن از دیگران
برایتان دشوار باشد، سعی کنید خودتان همیشه به کمک دیگران بروید. کمک کردن و
کمک گرفتن از دیگران مهارتهای خیلی مفیدی را در زندگی به ما آموزش
میدهد. باعث می شود بتوانیم خصوصیات اخلاقی هم را بهتر بشناسیم و همدیگر را
بهتر درک کنیم.
KidsPersia.com
منبع: مردمان
تعداد نظرات برای این مطلب : ۰
۷ روش برای افزایش کارایی جلسات اداری
توجه: استفاده از کلیه مقالات و مطالب سایت مردمان در مجلات، روزنامه ها، سایتها و برنامه های تلویزیونی با ذکر منبع آزاد است.
۷ روش برای افزایش کارایی جلسات اداری
سومین عاملی که وقت پرسنل سازمان را به خود اختصاص می دهد جلسات سازمانی است، به طوریکه ۵۰% از زمان در دسترس یک فرد صرف جلسات فردی یا دو نفره می شود. مطابق نظر اکثر افراد نیمی از زمان این جلسات بیهوده از بین می رود و این بدان معناست که ۲۵% از کل زمان در دسترس فرد در جلسات روزانه از بین می رود.
در ذیل به ۷ روش ساده جهت افزایش کارایی و بهبود نتایج جلسات اشاره خواهیم کرد :
۱) ضرورت تشکیل جلسه
خیلی از جلسات، عطف به جلسات گذشته بوده و غیر ضروری می باشد و می توان از راههای دیگری به نتایج این جلسات دست یافت. مثلاً می توان از یک یادداشت کوچک استفاده کرد، از یک کنفرانس تلفنی کمک گرفت، می توانید با افراد به صورت مجزا و فردی صحبت کنید و یا حتی این موضوع را تا جلسه ای دیگر به تعویق انداخته و در آن جلسه مطرح نمود.
۲) یک دستور جلسه بنویسید
چنانچه ضروری بودن جلسه برای شما قطعی به نظر می رسد، هدف واضحی را برای جلسه تعیین نموده و آن را در قسمت بالای صورتجلسه بنویسید. یک از ابزارهای عالی مدیریت زمان، نوشتن یک پاراگراف درخصوص هدف برگزاری جلسه می باشد. با این جمله شروع کنید " ما این جلسه را جهت دستیابی به اهداف ذیل برگزار می کنیم : " سپس به شرح تفضیلی اهداف بپردازید، این کار به صورت چشمگیر و قابل توجهی به جلسه شما نظم می بخشد. یک دستور جلسه و یا یک لیست از هر آنچه که باید در جلسه مطرح شود تنظیم کنید. سپس مقابل هر آیتم نام فردی که انتظار می رود آن آیتم را انجام دهد مقابل آن بنویسید و ۲۴ ساعت قبل از شروع جلسه (در صورت امکان) آن را منتشر کنید تا هر فرد بداند در چه مواردی مشارکت دارد و همه بدانند که درخصوص چه موضوعاتی در جلسه بحث خواهد شد.
این روش را در جلسات با رئیسان، پرسنل زیر دست، مشتریان، تأمین کننده ها و هرکس دیگری را می توانید به کار بگیرید.
۳) یکبار شروع کنید و متوقف شوید
زمانی برای شروع و پایان جلسه مشخص کنید. برای مثال اگر زمان شروع و پایان جلسه را ۸ تا ۹ تعیین کرده اید دقیقاً رأس ساعت ۸ جلسه را شروع کرده و رأس ساعت ۹ آن را به اتمام برسانید. مشخص نبودن زمان پایان جلسات یکی از عوامل اصلی شناخته شده در اتلاف وقت در جلسه ها می باشد.
قانون دیگر: منتظر متأخرین نباشید، بدون هیچ چون و چرایی بیندیشید که متأخرین به هیچ وجه به جلسه نخواهند آمد و در زمان مشخص شده جلسه را شروع کنید. ناعادلانه است که افرادی که سر وقت به جلسه آمده اند این گونه انتظار بکشند و به وسیله افراد متأخر مجازات شوند.
در این خصوص برخی شرکت ها از سیاست خاصی استفاده می کنند آنها درب اتاق جلسات را رأس ساعتی که به عنوان شروع جلسه ذکر شده قفل می کنند و افرادی که دیر به جلسه می رسند اجازه ورود به ان را ندارند. با این روش شما می توانید مطمئن باشید که در جلسه بعدی آنها تأخیر نخواهند داشت.
۴) ابتدا به سراغ موارد مهم بروید
وقتی شما یک دستور جلسه تنظیم می کنید از قانون ۲۰/۸۰ استفاده کنید، ۲۰% موارد با اهمیت را در ابتدای دستور جلسه قرار دهید، این روش در صورت کمبود وقت به شما کمک خواهد کرد تا به ۸۰% از نتایج برگزاری جلسه پیش از اتمام آن دستیابی پیدا کنید.
۵) نتایج را خلاصه کنید
وقتی موردی در دستور جلسه مطرح می گردد، نتایج آن و نحوه خاتمه بحث را خلاصه کنید، قبل از اینکه به سراغ آیتم بعدی بروید، توافقات را در خصوص آیتم فعلی کامل کنید.
مجدداً، قبل از تصمیم برای اجرا تواقفات نهایی شده را بازخوانی کنید.
۶) مسئولیت های اختصاصی هر فرد را مشخص کنید
اگر تصمیم اتخاذ کرده اید، مسئولیت های مخصوص هر عمل را مشخص کنید و فرجه زمانی مربوط به آن را تعیین نمایید، به خاطر داشته باشید، تصمیمات و توافقات بدون تعیین مسئول مربوطه و زمان صرفاً یک هم صحبتی گذراست. به وضوح مشخص کنید، چه کسی، چه زمانی، چه کاری را باید انجام دهد.
۷) صورت جلسه را به جریان بیاندازید
نوشتن دقیق صورتجلسه که جریان انداختن آن ظرف مدت ۲۴ ساعت پس از اتمام جلسه (در صورت امکان) یکی از کلیدی ترین نکات در خصوص به حداکثر رساندن اثر بخشی جلسات است. شخصی که نتایج جلسه را در صورتجلسه به صورت دقیق تبیین می کند، به صورت بالقوه از برداشتهای غلط و ناصواب آتی جلوگیری خواهد کرد. صورتجلسه باید به طور کامل از دستور جلسه ای که از پیش آماده شده پیروی کند و باید مطمئن شوید که همه به وضوح از توافقات، مسئولیت ها و فرجه زمانی آن آگاهی دارند.
منبع : Brian Tracy on Sep 22, 201
ترجمه : سجاد حسینی
sajadhosainy@yahoo.com
منبع: مردمان
تعداد نظرات برای این مطلب : ۰
۱۵ روش فکر کردن افراد موفق
توجه: استفاده از کلیه مقالات و مطالب سایت مردمان در مجلات، روزنامه ها، سایتها و برنامه های تلویزیونی با ذکر منبع آزاد است.
۱۵ روش فکر کردن افراد موفق
موفقترین
افراد دنیا یک خصوصیت مشترک دارند: طرز فکرشان با دیگران فرق دارد.
چون
ما هم باور داریم که تفکر هوشمندانه زندگی را تغییر میدهد، در اینجا به ۱۵ مورد
از بهترین طرزفکرهای افراد موفق اشاره میکنیم.
فکر کردن یک نظم است. اگر میخواهید در آن بهتر شوید، باید روی آن کار کنید.
میتوانید
برای برنامهریزی فکر کردنتان وقت بگذارید مثلاً هر دو هفته یکبار یک نصفه روز، هر
یک ماه یک روز کامل و هر سال یک تا دو روز کامل.
ببینید انرژیتان را باید کجا متمرکز کنید، و بعد از قانون ۲۰/۸۰ استفاده کنید.
۸۰
درصد از انرژیتان را به ۲۰ درصد از مهمترین فعالیتهایتان اختصاص دهید. یادتان
باشد که نمیتوانید در آنِ واحد همه جا باشید، همه را بشناسید و همه کاری انجام
دهید. و از انجام همزمان چند کار اجتناب کنید: ممکن است کارایی شما را به ۴۰%
برساند.
افراد موفق خود را در معرض ایده ها و آدمهای مختلف قرار میدهند.
آنها
سعی میکنند بیشتر وقتشان را با کسانی بگذرانند که آنها را به چالش میکشند.
ایده داشتن یک چیز است، دنبال کردن آن چیزی دیگر.
ایدهها
تاریخ مصرف کوتاهی دارند. باید قبل از اینکه تاریخ انقضای آنها فرا برسد، آنها را
عملی کنید.
افکار برای ایجاد شدن نیاز به زمان دارند. اولین چیزی که به ذهنتان میرسد را
انجام ندهید.
آخرین
باری که ساعت ۲ صبح یک فکر عالی به سرتان زد و وقتی صبح از خواب بیدار شدید به
نظرتان احمقانه میرسید، را به خاطر دارید؟
افکار
تازمانیکه ماده دارند باید شکل داده شوند و باید مورد بازجویی و سوال قرار گیرند.
افراد باهوش با افراد باهوش دیگر همفکری میکنند.
فکر
کردن با دیگران نتایج بهتری در بر خواهد داشت. مثل این میماند که به خودتان یک
راه میانبر بدهید. به همین خاطر است که جلسات طوفان مغزی تا این اندازه موثر
هستند.
تفکر عامه پسند را رد کنید (که معمولاً یعنی اصلاً فکر نکردهاید).
خیلی
از آدمها وارد عمل میشوند با امید اینکه به فکر بقیه خوب برسد.
برای
اینکه از وضعیت خارج شوید باید اول با احساس ناراحتی کردن کنار بیایید. همچنین به
خاطر داشته باشید که همین الان آدمهای دیگری هستند که سعی دارند برای خودشان فکر
کنند و آنها هستند که موفقاند.
بهترین متفکران از قبل برنامه میریزند، درحالیکه برای افکار ناگهانی نیز جا
میگذارند.
وقتی
با استراتژی وارد عمل شوید، احتمال خطا پایین میآید. داشتن افکار مبهم از اینکه
کجا هستید و دوست دارید چه کاری انجام دهید، شما را به هیچ کجا نمیرساند.
کلید
استراتژیک بودن: ۱. موضوع را خرد کنید. ۲. بپرسید چرا این مشکل باید حل شود. ۳.
موارد کلیدی را مشخص کنید. ۴. منابعتان را مرور کنید. ۵. افراد مناسب را در جای
مناسب قرار دهید.
هنری
فورد میگوید، "هیچ چیز سخت نیست اگر آن را به اجزای کوچکتر تقسیم
کنید."
برای متفاوت فکر کردن، باید کارهای مختلفی انجام دهید.
راه
های جدیدی برای انجام کارتان پیدا کنید، با آدمهای جدید آشنا شوید، حتی کتابهایی
را بخوانید که فکر میکنید خستهکننده هستند. رمز کار این است که با ایدهها و سبکهای
زندگی جدید آشنا شوید.
برای تقدیر از ایدههای دیگران، باید به ایدههای دیگر احترام بگذارید.
نمیتوانید
فکر کنید که همیشه حق با شماست. باید به نظرات دیگر هم فرصت دهید.
برای هر روزتان و زمانهایی که افراد دیگر را ملاقات میکنید، برنامه و موضوع داشته
باشید.
بیشتر
آدمها فقط برای روزشان برنامهریزی میکنند. متفکران برای برنامهریزی هفته، ماه
و اهداف بلندمدتشان وقت میگذارند و بعد آن را دنبال میکنند.
همچنین
بدون موضوعی برای حرف زدن وارد جلسات، مهمانیها و قرارهای ملاقات نمیشوند. قبل
از اینکه وارد چنین موقعیتهایی شوند، تصمیم میگیرند که از آدمها یاد بگیرند.
تفکر
انعکاسی در مهارتهای تصمیمگیریتان به شما رویکرد و اعتمادبهنفس میدهد.
اگر
تفکر انعکاسی نداشته باشید، بیشتر از آنچه که فکر میکنید شما را عقب میکشد.
بر حرفهای منفی که با خودتان میزنید غلبه کنید. برندهها با عباراتی مثل
"من میتوانم" حرف میزنند.
افراد
باهوش محدودیتها را نمیبینند. آنها امکانات را میبینند.
سام
ایوینگ قهرمان سابق بیسبال میگوید، "هیچ چیز شرمآورتر از این نیست که
ببینید کسی کاری را انجام میدهد که شما میگفتید غیرممکن است."
افراد خلاق خود را وقف ایدهها میکنند.
آنها
ابهامات را در آغوش می گیرند و از شکست نمیترسند و با افراد خلاق دیگر نشست و
برخاست میکنند.
افراد خوشبین نمیتوانند متفکرانی واقعبین باشند.
داشتن
رویکرد واقعبینی به شما این امکان را میدهد آنقدر به یک مشکل نزدیک شوید که
بتوانید آن را بشکافید. روبهرو شدن با عواقب احتمالی هم به شما کمک میکند
کارامدتر باشید و به شما اعتبار بیشتر میدهد.
برای
اینکه متفکری واقعبینتر باشید، باید: ۱. از واقعیت تقدیر کنید. ۲. کارتان را
انجام دهید و واقعیات را به دست آورید. ۳. نقاط مثبت و منفی آن را بسنجید. ۴.
بدترین حالت ممکن را در نظر بگیرید. ۵. تفکرتان را با منابعتان همتراز کنید.
خیلی مهم است که آخر روز به یاد بیاورید که میتوانید طرزفکرتان را عوض کنید.
اینکه
یاد بگیرید چطور در فکر کردن استاد شوید باعث میشود تفکری پربازده داشته باشید.
اگر بتوانید این خصوصیت را در خود ایجاد کنید طوریکه به عادت همیشگیتان تبدیل شود،
تمام طول زندگی فردی موفق خواهید شد.
افراد
باهوش تصمیمات خوب میگیرند.
منبع: مردمان
تعداد نظرات برای این مطلب : ۰
۱۰ نکته مفید برای شروع یک تجارت موفق
توجه: استفاده از کلیه مقالات و مطالب سایت مردمان در مجلات، روزنامه ها، سایتها و برنامه های تلویزیونی با ذکر منبع آزاد است.
۱۰ نکته مفید برای شروع یک تجارت موفق
۱. کاری را انجام دهید که دوست دارید.
قرار است وقت و
انرژی زیادی را برای شروع یک کار و تبدیل آن به یک تجارت موفق اختصاص دهید، به
همین دلیل خیلی مهم است که واقعاً از انجام آن کار لذت ببرید.
۲. زمانی کار جدید را شروع کنید که هنوز استخدام کار
قبلی هستید.
تا چه مدت میتوان
بدون پول زندگی کرد؟ نه خیلی زیاد! و ممکن است زمان زیادی طول بکشد که کار جدیدتان
رونق بگیرد و برایتان سوددهی کند. وقتی همزمان با شروع کار جدیدتان هنوز جای دیگری
کار کنید و حقوق داشته باشید، میتوانید به راحتی از پس هزینههای زندگی برایید.
۳. تنهایی شروع نکنید.
برای شروع یک
تجارت جدید نیاز به یک گروه پشتیبان دارید و یک عضو از خانواده یا یکی از دوستانتان میتواند
ایدههای خوب و مفیدی به شما دهد و دلسوزانه به حرفهای شما گوش دهد. حتی میتوانید
از یک متخصص کمک بگیرید. وقتی میخواهید کار جدیدی را شروع کنید داشتن یک راهنمای
کارآموخته بسیار کمکحالتان خواهد بود.
۴. اول مشتریهای خودتان را پیدا کنید.
نباید صبر کنید
تا رسماً کارتان را شروع کنید و بعد مشتری جذب کنید، زیرا کار شما بدون مشتری باقی
نخواهد ماند. قبل از شروع ارتباطات لازم را برقرار کنید و محصولات و خدماتتان را
به افراد مختلف معرفی کنید.
۵. یک برنامه کاریش بریزید.
دلیل اصلی برای
داشتن یک برنامه کاری این است که به شما کمک میکند زمان و هزینه زیادی برای شروع
کاری که موفق نخواهد شد تلف نکنید. یادتان باشد لازم نیست برای هر ایده کاری که به
ذهنتان میرسد یک برنامه کامل طراحی کنید؛ یک طرح کلی از کار هم کفایت میکند.
۶. تحقیق کنید.
برای طراحی
برنامه کار باید به اندازه کافی درمورد آن تحقیق کنید، اما این فقط یک شروع است.
وقتی میخواهید کار جدیدی را آغاز کنید، باید در آن صنعت، محصولات یا خدمات استاد
شوید. میتوانید قبل از اینکه کار خودتان را شروع کنید، در جایی مرتبط با آن رشته
کار کنید.
۷. کمک تخصصی بگیرید.
از طرف دیگر، فقط
به این دلیل که میخواهید کاری را شروع مکنید، به این معنی نیست که درمور همه چیز
متخصص هستید. اگر حسابدار یا کتابدار
نیستید، باید یکی استخدام کنید. اگر باید یک قرارداد بنویسید، و وکیل نیستید، یک
وکیل بگیرید. برای اینکه کارهایی که در آن تخصص ندارید را خودتان انجام دهید، در
طولانیمدت وقت و هزینه بیشتری را تلف خواهید کرد.
۸. سرمایه لازم را به دست آورید.
اگر لازم است پسانداز
کنید. برنامه مالیتان را به دقت بررسی کنید. انتظار نداشته باشید که برای شروع
کردن یک کار وقتی وارد بانک میشوید، پول لازم را بگیرید و بیرون بیایید. آنهایی
که وام کاری میدهند زیاد از ایدههای جدید استقبال نمیکنند و علاقهای به بیزنسهای
بدون سابقه ندارند.
۹. از همان ابتدا حرفهای شروع کنید.
مردم باید بدانند
که همه چیز درمورد شما و کارتان حرفهای است. این یعنی باید همه چیزهای لازم برای
یک بیزنس درست مثل کارت ویزیت، تلفن و آدرس ایمیل را داشته باشید و با مردم حرفهای
و مودبانه برخورد کنید.
۱۰. به مسائل قانونی و
مالیاتی فوراً رسیدگی کنید.
آیا لازم است
کارتان را ثبت کنید؟ ایا لازم است کارمندان یا کارگرهایتان را بیمه کنید؟ شرکتتان
را چطور؟ کاری که انتخاب کردهاید چه تاثیری بر موقعیت مالیاتی شما میگذارد؟
درمورد مسئولیتهای قانونی و مالیاتی خود بیشتر مطالعه کنید و بر طبق آن رفتار
کنید
عمل
کردن نکاتی که در بالا بیان شد باعث میشود شروع کردن کار برای شما سادهتر شده و
با استرس کمتری همراه باشد.
شما
برای کسانی که میخواهند یک کار جدید را شروع کنند چه توصیههایی دارید؟
منبع: مردمان
تعداد نظرات برای این مطلب : ۰
روشهای برون رفت از خستگی هنگام کار
توجه: استفاده از کلیه مقالات و مطالب سایت مردمان در مجلات، روزنامه ها، سایتها و برنامه های تلویزیونی با ذکر منبع آزاد است.
روشهای برون رفت از خستگی هنگام کار
همه ما روزهایی احساس خستگی میکنیم. ممکن است شب دیر خوابیده باشیم، بد خوابیده باشیم یا حتی ممکن است بی هیچ دلیلی خسته باشیم. اما وقتی کارهایی دارید که باید انجام دهید—چه در محلکار، چه کارهای خانه و چه کارهای شخصی خودتان—دیگر نمیتوانید به رختخواب بروید و استراحت کنید. میخواهید هوشیار باشید، بیشتری استفاده را از وقتتان بکنید و کاری کنید که حواستان پرت نشود و اشتباه هم نکنید.
اینجا به شما میگوییم که وقتی خسته هستید چطور کارهایتان را انجام دهید:
• ببینید دقیقاً چه کاری را باید انجام دهید
خوب است که همیشه هدف مشخصی در سر داشته باشید، مخصوصاً وقتی خسته هستید. بنشینید و فکر کنید که آن روز باید چه کارهایی را انجام دهید. اگر مشغول کار روی یک پروژه بزرگ هستید، امروز باید دقیقاً چه کاری انجام دهید؟ فصل بعدی؟ آن قسمت با آن اطلاعات آماری که باید چک کنید؟ اگر مشغول خانهتکانی عید هستید، هر کاری که به چشمتان خورد را انجام ندهید، برنامه داشته باشید.
اگر تمرکز درستی روی کارهایی که باید انجام دهید نداشته باشید، ممکن است درگیر انجام کارهای غیرضروری شوید. مطمئناً روزهایی بوده که وقتی به عقب نگاه کردید عجب کردید که آن همه ساعت را چطور وقتتان را تلف کردید. ازاینرو باید اطمینان حاصل کنید که وقتتان را روی کاری که ارزشش را داشته باشد صرف کنید.
• مراقب چیزهایی که حواستان را پرت میکند باشید.
این توصیه همیشه خوب است اما وقتی خسته هستید، باید توجهتان را دو برابر کنید. وارد ایمیلتان، فیسبوک، و از این قبیل سایتهای اینترنتی نشوید، و سعی هم نکنید که مدام بین کار به خودتان استراحت بدهید. وقتی خوب روی کارتان تمرکز نداشته باشید، احتمال اینکه حواستان پرت شود زیاد است و این فقط تمرکز کردن را سختتر میکند.
• به اندازه کافی آب بنوشید.
کم آب شدن بدن تمرکز شما را بر هم میزند. پس حتماً وقتی خسته هستید به اندازه کافی آب بنوشید. بااینکه کافئین میتواند به طور موقتی انرژی شما را بالا ببرد، سعی کنید کمتر از قهوه استفاده کنید.
بهتر است همیشه یک بطری آب روی میز کارتان داشته باشید که به راحتی در دسترستان باشد و یادآوری کند که باید آب بنوشید.
• تحرک داشته باشید.
اگر احساس خوابآلودگی دارید، بدترین کاری که میتوانید بکنید این است که یک جا ساکت و راحت بنشینید—مطمئناً خوابتان خواهد برد! درعوض سعی کنید کمی تحرک داشته باشید. بلند شوید و کمی بدنتان را بکشید، کمی پیادهروی کنید و دمای بدنتان را کمی بالا ببرید.
• دوش بگیرید.
دوش گرفتن واقعاً حس خستگی و خوابآلودگی شما را از بین میبرد. اگر برای بیرون آمدن از رختخواب مشکل دارید، مستقیم به حمام بروید: به محض اینکه زیر دوش آب قرار گرفتید، احساس سرزندگی بیشتری خواهید کرد.
اگر در خانه کار میکنید، دوش عصرگاهی میتواند راه خوبی برای از بین بردن خستگی باشد. اگر در اداره هستید، آبی به دست و رویتان بزنید تا کمی سرحالتر شوید.
• کارهای سادهتری انجام دهید.
اگر واقعاً احساس خستگی میکنید اما هنوز هم کارهایی هست که باید انجام دهید، سعی کنید کارهای راحتتری را انجام دهید: کارهایی مثل جواب دادن به ایمیلها، پر کردن مدارک، و از این قبیل. با این روش انرژیتان تقریباً دوباره برمیگردد.
شما چطور با خستگی کنار میآیید و به کارتان ادامه میدهید؟ راهکارهای خودتان را در قسمت نظرات بنویسید تا دیگران هم از تجربیات شما استفاده کنند.
منبع: مردمان
تعداد نظرات برای این مطلب : ۰





